جارچی
بنام خدا
چرا ایران در برابر بلایای طبیعی آسیب پذیر است
محمدحسین رحمانیان کوشککی
25 آبانماه 1396 .
یک سوال تخصصی که این روزها اغلب مردم از هم مبپرسند .
: آیا بحران خشکیدگی (خشکسالی برگشت ناپذیر، نرمال جدید اقلیمی) میتواند عاملی هم افزا (سینرژیک) در تشدید آسیب پذیری فلات ایران در برابر زمینلرزه به شمار آید؟
گمانهایی وجود دارد که خشکیدگی پهنابها و حتی لایههای زمین میتواند عاملی برای فعال شدن گسلها باشد. اما این گمانها در هیچ جای جهان بطور دقیق و مشخص محاسبه نشدهاند و نمیتوان بین زمینلرزههای بزرگ اخیر ایران و مناطقی از کشور که بیشتر در معرض خشکیدگی بودهاند ارتباط منطقی ایجاد کرد. پس فرض ارتباط مستقیم بین خشکیدگی و زلزله، به عنوان دو مؤلفه طبیعی، در ایران عجالتا قابل اثبات نیست.
اما اگر مؤلفه انسان به این دو اضافه شود فرضیات میتواند بسیار تغییر کند. برای مثال سدها از جمله عوامل افزایش امکان وقوع زلزله به شمار میآیند از آن جهت که با تغییر وزن صفحات زمین باعث تحرک گسلهای خفته میشوند. اما موضوع این نوشته نه نقش مؤلفههای مرتبط با آب در تشدید امکان وقوع زلزله، بلکه تاثیر این مؤلفهها در «آسیب پذیری» ایران در برابر زلزله است. بحث بر این الگوواره (پارادایم) بنیاد نهاده شده که خشکیدگی عرصه زیست در ایران را محدودتر کرده است و این محدودیت باعث شده ایرانیان افزونتر از گذشته ناچار به زیست در پیرامون گسلهای پایکوهی شوند و از سوی دیگر در همین زیستگاههای متراکم هم ناچار به استفاده از مساکنی آسیب پذیرتر در برابر زلزله شدهاند.
برای روشن شدن بحث دو تصویر ضمیمه شده است. تصویر نخست پراکنش جغرافیایی پایتختهای ایران در طول تاریخ را نشان میدهد. این فرض وجود دارد که قاعدتا استقرار پایتخت در یک منطقه میتواند نشان دهنده مزیت جغرافیایی و اقلیمی آن باشد. میبینیم که عمده پایتختهای ایران در دوران باستان و پیش از ورود اسلام به ایران (خط قرمز) در جنوب ایران واقعند. از زابل تا شوش. در قرون میانه و متعاقب ورود اسلام به ایران (خط سفید) کم کم ستاره اقبال جنوب و شرق غروب میکند و به تدریج ایرانیان به عرضهای بالاتر و سمت غرب رو میآورند. در دوران معاصر (خط سبز) دشتهای پهناور جنوب و شرق کاملا از گستره تمرکز فعالیتهای سیاسی و اقتصادی ایران دور میشوند و هر چه هست در پیرامون البرز رخ میدهد. از مشهد تا تبریز، و در میانه آن البته تهران.
شواهد نشان میدهند که خشکیدگی در ایران بلایی تازه نیست و به واقع هزاران سال است که این سرزمین سال به سال خشکیدهتر میشود. ایرانیان به همین خاطر ناچار شدهاند که در طول سدهها به تدریج به سمت غرب (به خاطر زاگرس) و به سمت شمال (به خاطر البرز و همچنین به خاطر فرار از تبخیر و تعرق فزاینده جنوب و دسترسی به بارش افزونتر) نقل مکان کنند.
فصل اول :
بورس چیست
محمدحسین رحمانیان کوشککی 25 فروردین ماه 1396
نکته ای مهمی که باعث پول دار شدن بسیاری از بیزینس منها شده این هست که آنها به روش خود راه پول دار شدن را پیموده اند و به حکم تجربیات و شکستها و غریزه درونی خود از پل موفقیت عبود کرده اند و نه بنا بر تئوریهای داخل کتابها.... پس خودتان دست به کار شوید و استعدادهای درونی خود را بازیابی کنید و از درون خود الهام بگیرید
آیا تا به حال کمی مکث کرده اید و به این فکر کرده اید که ممکن است هر آنچه که تا به حال در مورد معامله گری یاد گرفته اید اشتباه باشد؟ بیشتر مردم از کسب دانش احساس خوبی دارند ولی اگر آن دانش غلط باشد و شما اصرار به ادامه آن داشته باشید چه؟
انیشتن یک تعریف زیبا از دیوانگی دارد که بسیار هم معروف است: دیوانگی انجام دوباره و دوباره کاری و انتظار نتایج متفاوت داشتن است. شما هم اگر تا به حال در بازارهای مالی موفق نبوده اید آیا وقت آن نرسیده که روش خود را تغییر دهید؟
شخم زدن ذهن!
برای اینکه راه درست انجام دادن کاری را به طور صحیح یادبگیریم و واقعا در آن کار استاد شویم باید آنچه را که قبلا در مورد آن فکر می کردیم را کنار بگذاریم. باید متدها و سیستم هایی را که قبلا امتحان کرده ایم که البته مفید هم نبوده را کنار بگذاریم.
این به این معنا است که باید به طور خود آگاهانه سعی کنید تا ایده ها و روشهایی تا به حال در مورد معامله گری یادگرفته اید را از ذهن خود پاک کنید. اگر این کار را نکنید ایده ها و روش های قبلی را با سیستم ها و روشهای مفیدی که جدیدا یاد می گیریم را مخلوط خواهید کرد و در نهایت یک متد دوگانه یا چندگانه در معامله گری خواهید داشت که به نظر من بسیار مخرب خواهد بود.
متدهای مختلف معامله گری را با هم ترکیب نکنید!
معامله گری ساده تر این حرف هاست شما باید بتوانید سیستم معاملاتی خود را برای یک کودک ده ساله توضیح دهید اگر او را کاملا گیج کنید بدانید که روش شما مناسب نیست. رویکرد شما برای ورود و خروج از بازار باید آنقدر ساده باشد که برای یک غیر تریدر هم قابل فهم باشد. اجداد ما بسیار راحت معامله می کردند و همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه یه عده ادم کت وشلوار اتوکشیده با کروات به نام تکنیکالیست وارد این داستان شدند و همه چیز را خراب کردند.
البته از یاد نبرید شما موقعی به این درک خواهید رسید که بازار ساده است که سالها معامله گری کرده باشید در غیر اینصورت رسیدن به این ذهنیت راحت نخواهد بود
یکی از دلایلی که درصد بالایی از معامله گران در دراز مدت شکست می خورند همین سخت و پیچیده کردن بیش از حد معامله گری است. خود شما حتما تا به حال ترکیب متدهای مختلف معامله گری را داشته اید و واقعا اعتقاد داشتید که هرچه استراتژی بیشتری یاد بگیرید موفق تر خواهید بود. اما حتما فهمیده اید که خلق یک روش چند گانه برای معامله گری شما را به جایی نخوهد رساند!
ایمان و امید خود را بالا ببرید.
وقتی شروع به یادگیری یک متد و سیستم معامله گری جدید می کنید باید ایمان و امید را برای یادگیری آن در خود افرایش دهید و به آن کاملا اعتماد کنید یا که اصلا آنرا یاد نگیرید. اگر متد برای شما جواب نداد ناامید نشوید و به دنبال متدهای جدید باشید و به خالق آن متد اهانت نکنید و تلاش او را نادیده نگیرید این نه برای شما نه برای او عادلانه نیست.
وقتی یک استراتژی را یاد می گیرید و در آن تجربه کسب می کنید سعی کنید به آن پایبند باشید و با چند سیگنال غلط آنرا با عصبانیت دور نیندازید چون سیستم ها برای هر شخصی نیاز به کمی بومی سازی دارند چون ممکن است با شخصیت معامله گری شما کمی متناقض باشند.
اما بعد از اینکه به این نتیجه رسیدید که این سیستم برای شما مناسب نیست آنرا با قاطعیت از ذهن خود پاک کنید و اصلا به وقت و انرژی ایی که برای یادگیری آن سپری کرده اید فکر نکنید چون این کاملا مخرب است هم از لحاظ مالی هم از لحاظ روحی.
روشن شدن چراغ خاموش!
البته اینجا باید یک نوید به شما بدهم شاید شما با چند سیستم معاملاتی به ظاهر ناموفق دست و پنجه نرم کرده اید و بعد به این نتیجه رسیده اید که برای شما مناسب نیستند ولی قطعا آنها در ذهن ناخودآگاه شما چند کلید جا گذاشته اند که ممکن است قفلهای زیادی را برای شما باز کنند، در اصل چراغی خاموش را در ذهن کنجکاور معامله گر روشن کرده اند و این شما را به سمت ساخت سیستم شخصی هدایت میکند سیستمی که خود خالق آن هستید.
هنگام سرمایه گذاری در بورس، توجه به برخی نکات ظاهرا ساده می تواند از یک شکست تلخ جلوگیری نموده و سرمایه گذار را در رسیدن به اهدافش یاری دهد. هدف از ارائه این نکات اینست که یک بینش کلی نسبت به معاملات بازار سرمایه در سهامدار ایجاد نموده و قبل از به دام افتادن، وی را از تجربیات گران قیمت دیگران آگاه سازد. تجاربی که گاها با پرداخت هزینه گزافی بدست آمده است. موارد زیر از جمله نکات مهمی هستند که برخی از آنها از اصول مهم و پایه ای سرمایه گذاری در بازار سرمایه محسوب می شوند:
۱- انتخاب صنعت برتر از میان صنایع:
در میان صنایع مختلف صنایعی هستند که میانگین بازده آنها از میانگین بازده بازار بیشتر است. پس چرا آنها را انتخاب نکنید؟!
۲- انتخاب شرکت برتر از یک صنعت:
پس از گزینش صنعت برتر حالا به سراغ شرکتهایی بروید که بازده آنها از میانگین بازده صنعت بالاتر است . (منظور از بازده، کلیه سودهای منتفع از شرکت اعم از EPS، اختلاف قیمت، سهام جایزه و... در یک مدت معین می باشد.
۳- توجه به میزان نقد شوندگی سهام:
هیچگاه سهمی نخرید که در فروش آن دچار مشکل شوید. نقد شوندگی عامل بسیار مهمی است که هرگز نباید مورد غفلت قرار گیرد. این فاکتور متاثر از پارامترهایی مثل حجم معاملات شرکت، تعداد سهام معامله شده، دفعات معامله، تعداد خریدار و... می باشد. نقد شوندگی به صورت رتبه ای مطرح می شود و رتبه 1 به معنای بالاترین میزان نقد شوندگی است و رتبه های 2 و 3 و 4 و ..... به ترتیب نقد شوندگی کمتری دارند. برخی از افراد تا رتبه 100 را قابل قبول می دانند. بعضی ها بیشتر از 50 نمی روند و عده ای هم به بیشتر از 20 رضایت نمی دهند. به هرحال بسته به استراتژی و هدف سرمایه گذاری تان، ملاکی را برای خودتان قرار دهید. لازم به ذکر است که رتبه نقد شوندگی در یک محدوده زمانی قابل محاسبه است مثلا یکساله، شش ماهه، یکماهه و... اما در بیشتر موارد از نقد شوندگی 3 ماهه استفاده می شود.
۴- میزان سهام در دست سهامداران عمده :
هر چه این میزان کمتر باشد و سهم یک شرکت بیشتر در دست مردم و سهامداران جز باشد، بهتر است. چرا که در اینجا عرضه و تقاضای و اقعی است که میزان قیمت را تعیین می کند. در صورتیکه قسمت اعظمی از سهام یک شرکت در دست سهامداران عمده باشد به همان نسبت آنها می توانند کنترل بیشتری را بر آن سهم اعمال کنند. و در این بین سهامدار جز است که ضرر می کند.
۵-پیگیری اخبار اقتصادی-سیاسی :
همواره به اخبار داخلی و خارجی توجه داشته باشید. فکر نمی کنم روزانه 15 دقیقه گوش دادن به اخبار یا مطالعه روزنامه ها وقت زیادی بگیرد اما کمک بزرگی به شما خواهد کرد تا بتوانید در برخی موارد روند بازار را پیش بینی کنید و همینطور صنایع خاصی را مورد توجه قرار دهید .
۶- دقت در نسبت P/Eشرکت:
این شاخص مطالب بسیار زیادی به ما می گوید. مثلا به ما می گوید که جو بازار از یک سهم بخصوص چه انتظاری دارد. میزان بالای این شاخص می تواند نشاندهنده این واقعیت باشد که سهامداران چشم امید به آن سهم بسته اند و باور دارند که پیشرفت قابل ملاحظه ای خواهد داشت. میزان رشد P/E را نیز فراموش نکنید سالهای مختلف را باهم مقایسه کنید شرکتهای یک صنعت را نیز با یکدیگر مقایسه کنید.
۷- پیگیری اخبار مربوط به طرح ها و توسعه شرکت:
به دنبال اخبار و اطلاعات شرکت مورد نظرتان بر آیید. آیا شرکت طرح تو سعه، افزایش سرمایه، پروژه های آتی دارد یا خیر؟ مسلما انتخاب شرکتی که موارد مذکور را دارد به جای شرکتی که مدتها است افزایش سرمایه نداده، پروژه جدیدی اجرا نکرده و طرحی برای آینده ندارد عاقلانه تر است. مخصوصا سرمایه گذاری که تصمیم به استمرار و ادامه سرمایه گذاری دارد حتما باید به این مطلب توجه کند.
۸- توجه به رشدEPS :
کدام شرکتها رشد EPS بیشتری داشته اند؟ کدام شرکتها معمولا در اول سال مالی EPS پایینتری اعلام کرده و در طول سال مرتبا آنرا تعدیل مثبت می کنند؟ آنها را از نظر دور ندارید.
۹- تشکیل سبد سهام:
همیشه سبد سهام درست کنید. با این کار ریسکتان را پایین می آورید. به قول یک مثل قدیمی همه تخم مرغها را داخل یک سبد نگذارید. در تشکیل سبد، تعدد و تنوع شرکت و صنعت را فراموش نکنید.
10- تعیین استراتژی:
همواره یک استراتژی داشته باشید. و خود را مقید به پیروی از آن بدانید. متاسفانه اکثر ما دنباله رو دیگران هستیم بدون اینکه خودمان برنامه مشخصی داشته باشیم و فقط با تقلید از دیگران پی آنها می رویم . البته تقصیر هم نداریم چون اطلاعات کافی وجود ندارد و بطور تخصصی به سهامداری که در خیلی از جاها یک شغل است و یک تخصص پیچیده ( و البته پر سود ) ، نپرداخته ایم. قبل از اینکه سرمایه و پول خود را به خطر بیاندازید، روی کاغذ (البته در دنیای تکنو لوژیکی امروز کامپیوتر ) روشها و استراتژیهای مختلف را در طول زمان امتحان کنید و آنها را با یکدیگر مقایسه کرده و معایبشان را رفع کنید و سیستم خاص خودتان را پرورش دهید. حتی اگر مدت زیادی روی این کار ( خرید و فروش فرضی ) وقت صرف کنید یقینا با دستی پر تر وارد بازار واقعی بورس می شوید. بهتر و مو فقتر ا ز کسی که سالیان سال در بازار بورس است و بدون هیچ استراتژیی چشم به دهان دیگران دوخته تا ببیند آنها چه می گویند و آن کاری را بکند که دیگران می کنند. خاطر نشان می کنم که هرگز از یک تکنیک به تنهایی استفاده نکنید چون بازار به آن اندازه ساده نیست که متاثر از یک یا چند عامل ساده باشد بلکه عوامل مختلف و متعدد و گاها پیچیده و غیر قابل پیش بینی و جود دارند که علاوه بر آن که خودشان به تنهایی یک فاکتور تاثیر گذارند، تعامل آنها با یکدیگر نیز نتایج متفاوتی را باعث می شود.
هزینه راه اندازی سیستمهای خانگی برق خورشیدی
از : محمدحسین رحمانیان کوشککی
هر متر مربع از سطحی که خورشید - در یک روز بدون ابر و الودگی - بر اون می تابد حدودا ۱۰۰۰ وات توان تابشی دریافت می کند. (در جاهایی این مقدار کمی کمتر یا بیشتر است)
این انرژی تقریبا شامل تمام طیف های مرئی و نامرئی نور هست که تبدیل همه اون به الکتریسیته ممکن نیست.
پنل های خورشیدی موجود در بازار تجاری، راندمان حدود ۱۲ تا ۱۷ درصد دارند و با توجه با اینکه تمامی سطح یک پنل خورشیدی شامل سیلیکون های دریافت انرژی نیست، هر متر مربع از این پنل ها حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ وات دریافت انرژی می توانند داشته باشند.
البته باید توجه کرد که این مقدار انرژی در صورت تابش عمود نور خورشید به پنل است و زاویه پنل ها در فصول مختلف سال باید تنظیم بشود. ( برای مثال در مناطق مرکزی ایران در تابستان تقریبا عمود و در زمستان حدود ۴۰ درجه نسبت به خط عمود)
نکته دیگری که باید به اون توجه کرد این هست که نور خورشید در طول روز متغیر است و در ساعات زیادی -منجمله شب ها- به خصوص در زمستان این پنل ها انرژی تولید نمی کنند و حتی در روزهای ابری، پنل خورشیدی تقریبا یک دهم یا کمتر دریافت انرژی خواهد داشت. (بر خلاف تصور عمومی)
مقدار متوسط انرژی در هر منطقه تابع روزهای ابری و طول روز و غیره است و محاسبه اون بسیار پیچیده، ولی خوشبختانه این مقادیر برای بیشتر مناطق دنیا محاسبه شده و در دسترس هستند
در مناطقی مثل تهران و اصفهان ضریب یک پنل سولار حدود یک ششم است به این معنا که یک پنل ۶ وات به طور متوسط در طول سال یک وات توان تولید می کند. نتیجتا برای خانه ای با مصرف متوسط ۵۰۰ وات نیاز به یک پنل ۳۰۰۰ واتی خواهد بود. هر وات پنل در حال حاضر حدود ۲۰۰۰ تومان پس از گمرک قیمت پیدا می کند که برای ۳۰۰۰ وات این مقدار حدود ۶ میلیون تومان خواهد بود
سیستم مبدل الکترونیکی که این انرژی را از پنل دریافت و اون را به شبکه تزریق می کند قیمتی حدود ۱ میلیون تومان دارد ( روی تعداد بالا با ۵۰۰ هزار تومان هم میشه در همین ایران اون را به راحتی تولید کرد) و اگر سیستم پایه و سازه های مربوطه حدود ۳ میلیون تومن قیمت داشته باشه، نهایتا حدود ۱۰ میلیون تومن هزینه کلی خواهیم داشت. البته هزینه ای نصب و غیره هم به اون اضافه می شود که باید با بسته های حمایتی دولت به حداقل یا حتی صفر برسند.
ضمنا کارکرد این سیستم طوری است که وقتی مصرف برق منزل از تولید پنل بیشتر شود این اختلاف از برق شهر تامین میشه و در حالت معکوس این انرژی به شبکه داده میشود و از مصرف کلی قبلی کسر خواهد شد. البته حالتی که تراز مصرف کلی منفی بشه و اداره برق بخواد بجای قبض به شما چک بده (!) کمی دور از دسترس است و فعلا به نظر بنده نباید خیلی در نظر گرفته شود.
نگهداری این سیستم ها شامل پاک کردن دوره ای پنل ها است به خصوص در شهرهای آلوده و عمر این پنل ها هم حدود ۲۰ سال است. (عمر مفید نقطه ای هست که پنل ۸۰ درصد انرژی اولیه را تولید می کند)
همچنین سیستم الکترونیک ممکن است هر چند سال نیاز به تعمیر جزیی داشته باشه که در کل قابل صرف نظر کردن هست و یک سیستم خوب سال ها بدون دردسر کار خواهد کرد
برای محاسبه مصرف متوسط منزل خود بر حسب وات کافیه از فرمول زیر استفاده کنید:
(کیلو وات ساعت مصرفی تقسیم بر تعداد روز قبض تقسیم بر ۲۴) ضربدر ۱۰۰۰
به طور مثال اگر مصرف یک ماهه شما ۳۶۰ کیلو وات ساعت باشه مصرف متوسط شما (۳۶۰ تقسیم بر ۳۰ تقسیم بر ۲۴) ضربدر ۱۰۰۰= ۵۰۰ وات خواهد بود. با توجه به اینکه سیستم مورد نیاز برای ۵۰۰ وات مصرف متوسط ،حدود ۱۰ میلیون تومان است، شما می توانید برای مصارف مختلف هزینه مورد نظر را محاسبه کنید
سردبیر : محمدحسین رحمانیان کوشککی ( شاعر . نویسنده . مشاور و مدرس بورس )